ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

313

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

اميران كرمان 109 از آل مظفر ، 110 اهدا كرده است . فصل بندى اين كتاب جغرافى كيهان نگارى را كه بعضى نسخه‌هاى خطى آن 111 در اتحاد شوروى است 112 از تحليل زالمان ، خاورشناس روسى ، 113 و مقالهء يوار ، خاورشناس فرانسوى ، معلوم توان داشت . فصل اوّل مقدّمه است و به دنبال آن مطالب جغرافيايى معمولى است . فصل دوّم هفت قسمت دارد به ترتيب هفت اقليم . 114 ريو در قضاوت نسبت به اين كتاب تا حدّى سختگير است و آن را داراى ايجاز مخلّ و آميخته با اساطير ، خرافات ، و قصه‌هاى كودكانه توصيف مىكند . 115 ولى چنان كه دورن معلوم داشته بجز مطالب معمولى كه با آن خوب آشناييم اطّلاعاتى گرانبها بخصوص از مناطق شمالى ايران دارد و نيز قسمت خاصّ افريقا ، بجز حكايات ، اطّلاعات مهمّى دارد كه از آثار مفقود مؤلّفان عرب گرفته است . 116 نفوذ جغرافياى فارسى تا شرق دور بسط يافت و تا قرن چهاردهم / هشتم ه . همچنان به جا بود . به جاى خود از نقش رصدخانهء مراغه و مؤلّفات نصير الدّين در اين زمينه سخن داشته‌ايم . يك نقشهء رسمى از مستعمرات غربى چين كه تاريخ سال 1331 ميلادى ( يا درست‌تر بگوييم 1329 ) 117 دارد نمودار جالب اين نفوذ است . اين نقشه به دوران حكومت خاندان يوان براى فصل چهل و سوّم تاريخ يوان ( يوان شى ) آماده شده و نخستين بار برتشنيدر از اهميت آن سخن آورد ( 1876 ) 118 پس از آن آلبرت هرمان تحقيقى خاص دربارهء آن كرد ( 1922 ) . نقشهء مذكور حدود دولت خاقان بزرگ را با دولتهاى سه‌گانه كه مطيع چنگيزخان شدند ، يعنى دولت جغتاى آسياى ميانه ، دولت ازبك دشتهاى قبچاق ، و دولت ابو سعيد در ايران ، معيّن مىكند و از نامهايى كه در مناطق جنوب آمده نام قسطنطنيه ، دمشق ، و مصر را معلوم توان داشت . 119 نقشه طرح مشبّكى است با خانه‌هاى چهارگوش كه به رسم هندسى بيشتر از نقشه شباهت دارد 120 و اختلاف اساسى با نقشه‌هاى قديمى چين از هر نقطهء آن نمايان است . نامهاى جغرافيايى به صورتى تازه آمده كه تشخيص آن در نقشه‌هاى معمولى چين مشكل است ، توجيه نقشه از جنوب به شمال مانند نقشه‌هاى عربى است ، و با مبانى نقشه كشى چين به دوران مغول سازگار نيست . گر چه نقشه كشى چينى معمولا هر دو روش را به كار مىبرده است 121 بنا بر اين توضيح ، پيدايش نقشهء مورد گفت و گو فقط در پرتو نفوذ نقشه كشى عرب در نقشه كشى چينى ميسّر است . اين عقيده نيز موجّه تواند بود كه طرّاح نقشه از نمايندگان مكتب عرب و ايرانى بوده و شايد نامها در آغاز به زبان مغولى بوده و بعد نقشه به چينى ترجمه شده است . 122 اين نكات نشان مىدهد كه به قرن چهاردهم / هشتم ه . اهميت جهانى جغرافياى عربى از ميان نرفته بود .